تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ
آرشیو وبلاگ
      کیش مهر ()
تاریخ ایل بزرگ زنگنه نویسنده: - ۱۳۸٦/٢/۱۱

ایل زنگنه

 

محمد زنگنه، دبیر زبان و ادبیات فارسی دبیرستان های خواف   

 

 

مقدمه:

 

  

 

(( الهی فقیری ز اهل نیاز                       زبان می گشاید پی عرض راز ))

 

نادم  ( محمد جعفر خان زنگنه )

 

            خداوند بزرگ را شاکرم که برای اولین بار همایش تاریخ در شهرستان محروم و مرزی خواف به همت اداره آموزش و پرورش برگزار می شود ، از این رو بر خود لازم دانستم  مطلبی هر چند کوتاه آماده کنم تا سهمی اندک در این حرکت بزرگ داشته باشم . نوشته ی زیر  در محورآداب و رسوم ، ارزشها و اصالت های فرهنگی و اجتماعی خواف است ، که تلاش شده تا پیشینه ایل بزرگ زنگنه را از گذشته تا به حال مورد بررسی قرار دهد .

 

 

کلید واژه:

 

زیستگاه ایل ، مهاجرت ایل ، زنگه ،صیانت زنگنه

 

 

            ایل زنگنه کهن سال ترین تشکیلات ایل ایرانی است ، که ریشه در  حماسه و تاریخ و فرهنگ این مرزو بوم دوانیده و در تمامی دوران  تاریخ این سرزمین راه  سربلندی و صیانت و استقلال ایران  قد  برافراشته و از خود سایه روشن بر جای گذاشته اند .

 

             زیستگاه ایل زنگنه و ایلات و طوایف وابسته به آن را باید در ماورای مرزهای کنونی و در سرزمین ایران بزرگ جستجو کرد .مناطق کوچ این ایل بیشتر در اطراف شمال عراق کنونی  (پنجوین ، سلیمانیه و ایالت اربیل و از جنوب شرقی به بدره و از جنوب غربی به حلبچه و خانقین واز غرب به تکریت و سامرا و بغداد ) محدود است .و توسط شاه اسماعیل صفوی (905  تا 930 هجری قمری ) به زیستگاه کنونی در منطقه کرمانشاهان و همدان کوچیدند .

 

             این ایل را برخى کرد و بعضى لر دانسته اند . معین الدین نطنزى در کتاب منتخب التواریخ , زنگنه را جزو قلمرو اتابکان لر محسوب مى کند، و زنگنه را جزو طوایفى نام مى برد که به حکم اتابکان لر گردن گذارده بودند . صاحب تذکره الملوک ایل زنگنه را در مجموعه اى مرکب از ایلات کرد و لر نام مى برد . بد لیسی در  شرفنامه  امراى کرد ایران را به چهار شعبه مشتمل دانسته که زنگنه یکى از آن هاست . بسیارى از نویسندگان معاصر و از جمله جناب آقای دکتر کلیم الله توحدی نیز در کرد بودن زنگنه تردید نکرده اند . با توجه به قراین و شواهد موجود, کرد بودن ایل زنگنه قطعى است.
             درباره ی  وجه تسمیه ی  زنگنه اقوال گوناگون نقل شده است . برخى منابع این نام را برگرفته از نام مکانى مى دانند که این ایل در آن جا مى زیستند . برخى نام زنگنه را بر گرفته  از – زنگه- شخصیت افسانه اى در حماسه ملى ایران پسر شاور یا شاپور و از  پهلوانان معاصر کیکاوس و کیخسرو  مى دانند  . زنگنه ها خود را بازمانده  ( زنگه ) به شمار می آورند . بعضی از نویسندگان چون مردوخ  خاستگاه زنگنه را عراق می داند که در کرکوک و خانقین,اطراف کفرى و ابراهیم خانمى و اراضى سوماک سکونت داشته اند .  همه منابع مربوط متفق القولند که ایل زنگنه به منظور یارى پادشاهان صفوى از منطقه اصلى خود کوچیده و در منطقه جدیدى سکنى گزیده اند . آن ها شاه اسماعیل اول را در جنگ هایش یارى داده اند . زمان مهاجرت زنگنه به داخل قلمرو ایران دقیقا مشخص نیست. کسانی زمان مهاجرت ایل  زنگنه را پس از حمله مغول مى دانند و به قول  آن ها در این زمان مجموعا سیصدهزار نفر بودند ، که به صحراى قراباغ در شمال آذربایجان کوچیدند و در آن جا حکومتى تشکیل دادند . اما اکثر منابع گواه آن است که مهاجرت زنگنه همزمان با تشکیل دولت صفوى توسط اسماعیل اول بوده است .

             هم چنین گفته شده ایل زنگنه پس از ورود به ایران در کرمانشاه سکنى گزیدند . به هرحال افراد این ایل بزرگ در زمان اسماعیل اول سیادت وى را پذیرفتند و تحت فرمان وى درآمدند و نزد وى به مقامات بالا رسیدند . ایل زنگنه در رکاب شاه اسماعیل در جنگ هاى متعدد وى به ویژه با عثمانى ها شرکت کرد. یکى از این جنگ ها چالدران بود . در زمان شاه تهماسب اول نیز چندتن از سرداران کرد زنگنه از جمله  سلیم خان زنگنه و حیدرخان زنگنه به فرماندهى اسماعیل میرزا  با عثمانى ها جنگیدند . شاه تهماسب براى تقویت مرزهاى شرقى ایران در مقابل تهاجمات ازبک ها برخى کردهاى زنگنه را به خراسان منتقل کرد . ایل زنگنه هم چنین در زمان سلطان محمدشاه در جنگ هاى ایران و عثمانى در قراباغ با عثمانى ها نبردکرد . در سال  984 هجری قمری  یعنى زمان شاه محمد, افرادى از ایل زنگنه به عنوان حاکم سنقر و کرمانشاهان منصوب شدند که حکومت آن ها بر آن جا تا قرن یازدهم هجری قمری  دوام آورد .

             در زمان شاه عباس اول افراد ایل زنگنه در حکومت و سپاه  داراى موقعیتى بودند،یکى از این افراد على بالى زنگنه بود که شاه عباس او را نزد الله وردى خان فرستاد تا احکام شاه عباس را مبنى بر فتح بغداد به او برساند . در زمان شاه عباس اول به هنگام عزیمت وى به منظور سرکوبى ملوخان اردلان و تسخیر کردستان على بالى بیگ زنگنه که سابق جلودار مخصوص شاه عباس بود واسطه ایجاد صلح بین شاه عباس و ملوخان شد. ملوخان تحت تاثیر سخنان على بالى بیک, تسلیم شاه عباس شد و خلعت گرفت. بعدها در زمان خان احمد خان اردلان پسر ملوخان مجددا ماموریت کردستان یافت, چرا که خان احمدخان به دولت عثمانى پناهنده  شده بود و از عثمانی ها  کمک دریافت مى کرد تا بتواند کردستان را مجددا تصرف کند . على بالى بیک هم چنین مدتى در زمان شاه عباس اول, امیر خراسان بود . على بالى بیک در سال 1028 هجری قمری  از مقام جلودارى به منصب امیرآخورباشى  ( رئیس اصطبل اسبان مخصوص شاه ) ارتقا یافت . تا سال 1047 هجری قمری  در این مقام باقى ماند و در این سال منصب مزبور به پسرش شیخعلى خان زنگنه  انتقال یافت . اما پیش تر از شیخ  برادرش شاهرخ سلطان در سال 1044 هجری قمری  به مقام امیر آخور باشی منصوب شده بود . در سال   1047  هجری قمری شیخعلى خان به جاى برادرش به مقام امیرآخورباشى رسید . و شاهرخ سلطان ضمن اینکه  امارت ایل زنگنه را به دست گرفته بود ، به حکومت  سنقر, هرسین, کرمانشاه, بیستون و کلهر منصوب شد . البته نا گفته نماند که شاهرخ سلطان سال ها پیش از آن,یعنی  در سال 1039 هجری قمری  به امارت خواف منصوب گردیده بود .

             شاهرخ سلطان در نهم جمادى الاولى 1049 هجری قمری  درگذشت و به جایش شیخعلى خان به امارت زنگنه منصوب گردید. به جاى وى نیز برادرش نجفقلى بیک به مقام امیرآخورباشى  رسید . تعدادی از نویسندگان در کتب خود نقل کرده اند،  که على بالى بیک یکى از ملاکین بزرگ کرمانشاهان بود این که ملک کرمانشاهان ملک شخصى و خریدارى شده على بالى بیک بوده و یا این که از طرف شاهان صفوى به صورت ملک خالصه و عقار به وى واگذار شده بود, مشخص نیست .اما محمد طاهر وحید قزوینی نویسنده عباسنامه, کرمانشاه را ملک خالصه  زنگنه معرفى مى کند . در این که على بالى خان داراى روستاهاى متعدد در غرب ایران بود تردیدى نیست, بطوری که  نویسنده خلاصه السیر اشاره به یکى از روستاهای وی  به نام  سرخ آباد دارد . در زمان شاه عباس دوم افراد خاندان زنگنه هم چنان راه ترقى را پیمودند. در این میان نجفقلى خان به عنوان فرمانده بخشى از سپاه در مرزهاى شرقى ایران خوش درخشید. وى در قضیه محاصره قندهار به جد ایفاى خدمت کرد و مورد لطف شاه قرارگرفت . نجفقلى بیک در زمان شاه عباس دوم با وجود آن که شروع خوبى داشت و پیوسته مورد لطف شاه بود, اما سرانجام مغضوب شاه واقع شد و از دستگاه حکومت طرد گردید. اما با جلوس شاه سلیمان دوباره مورد لطف دربار قرار گرفت  .

             در سال 1055هجری قمری  شهر خواف در خراسان به اقطاع دوستعلى خان زنگنه داده شد . در سال 1057هجری قمری  دوستعلى خان از زمره امرایى بود که در محاصره قندهار شرکت داشتند . در سال 1058هجری قمری  حکومت ولایت گرمسیر با توابع و ملحقات و مضافات به دوستعلى خان حاکم ایل زنگنه که در این وقت تیولدار ولایت خواف و باخرز خراسان بود ، داده شد  . از سال   1064 هجری قمری  به بعد شیخعلى خان, خان قبیله کلهر و تیولدار سنقر و کرمانشاه شد . آبادانى کرمانشاه عمدتا توسط شیخعلى خان صورت گرفت, چراکه در سال 1004 هجری قمری کرمانشاه به نام مزرعه اى معروف بود, اما در نیمه دوم قرن یازدهم هجرى کرمانشاه عمران و آبادى خود را ازسر گرفت و شیخعلى خان از زمان شاه عباس دوم درعمران و آبادانی  آن بسیار کوشید . شیخعلى خان به سال 1066 هجری قمری  حکومت سنقر و دینور را نیز در دست داشت . روى هم رفته باید گفت که ایل زنگنه در دوره ی  شاه عباس روز به روز بر اهمیت خود افزود و مناصب نسبتا والایى به دست آورد و مسیرى را که از زمان اسماعیل اول در آن گام نهاده بود با سرعت بیش تر طى کرد و به مقصد نهایى, که رسیدن به قدرتمندترین منصب بعد از منصب شاه باشد, نزدیک شد.  در زمان شاه سلیمان و به ویژه پس از رسیدن شیخعلى خان به وزارت اعظمى, ایل زنگنه بسیار قدرتمند شد و کارگزاران بسیارى از ولایات  از ایل زنگنه تعیین شدند. چنان که در سال 1086 هجری قمری طایفه زنگنه به معیت حسینعلى خان زنگنه که به حکومت بهبهان و کهگیلویه منصوب شده بود, به بهبهان رفتند و پشت کوه را قشلاق و پیش کوه را ییلاق خود قرار دادند .

          یکی از بزرگ ترین طوایف شهرستان خواف با حدود دو هزار و پانصد خانوار جمعیت  ، ایل زنگنه می باشد . که به گفته برخی از مورخین مهاجرت ایل زنگنه به ولایت خواف در سه مرحله بوده است و هدف اصلی دولت های وقت از کوچاندن آن ها شکست قدرتشان در موطن اصلی  بوده است . که این امر با گسیل دادن آن ها به عنوان مرزبانی به شرق خراسان محقق گردیده است .

          گروه اول زنگنه ها در دوران صفویه از کرمانشاه به خواف مهاجرت کردند ، و در روستای نیازآباد سکنی گزیدند. که رئیس آن ها فردی شاعر و عارف مسلک به نام محمد جعفر خان زنگنه از رجال برجسته و زبده این ایل در زمان کریم خان زند بوده است ، مناجات نامه ای منظوم منتسب به وی                                        می باشد . و در آن خود را متخلص به (( نادم )) می خواند.

(( فکندی چو نادم ز روی رجا                   قضای مهمات را با خدا ))

          وی به فرمان خان زند به شیراز می رود و در آنجا مورد لطف واقع نمی شود و بعد از تحمل زندان غریبانه مسموم می شود . زنگنه های نیاز آباد با زنگنه های روستای اسد آباد قرابت نسبی و سببی دارند. از لحاظ آداب و رسوم شبیه هم می باشند .

          گروه دوم زنگنه ها در دوره افشاریه از همدان به خواف تبعید با به عنوان مرزدار مهاجرت نمودند . این عده به سر کردگی شخصی مقتدر به نام نوروز خان همراه نه فرزند ذکورخود به نام های: شاه قلی ، نیاز قلی ، نصیر ، علیخان و ... در روستای قاسم آباد مقیم شدند .این افراد در تیر اندازی و اسب سواری مهارت خاص داشته اند . و همیشه در مقابله ترکمن ها و حملات ناشی از آنان غالب و پیروز بودند. این گروه از خواهر زادگان بدیعا زنگنه می باشند که قبل از آن ها به قاسم آباد آمده است .  هم اکنون اعقاب آن ها در قاسم آباد به نام هر یک از برادران  معروف گشته اند. هر زنگنه اصیلی در          قاسم آباد به یکی از اولادهای نوروز خان بسته و مشهور می باشد . از افراد شاخص این گروه در    قاسم آباد مرحوم حاج شیخ زنگنه که شخصی فاضل و دانش دوست بوده واز نوادگان علیخان می باشد.            

          گروه سوم عده ای از ایل زنگنه که در زمان شاه عباس به مرو و هرات تبعید شده اند و از نوادگان نجف هراتی می باشند . این گروه به سرکردگی بدیعا زنگنه که با نوروز خان نسبت خویشاوندی داشته است ، از هرات به منطقه قاسم آباد عزیمت نموده و به خواهر زادگان خود ملحق  می شود.و در منطقه کیبر کوه دژی به نام قلعه منگان با برج و باروهای مستحکم زندگی می کرده است . و شغل آن ها دامداری و کشاورزی بوده است . از افراد سر آمد این گروه می توان به مرحوم حاج یعقوب و حاج آقا جان زنگنه اشاره کرد . جناب آقای ابراهیم زنگنه نویسنده کتاب ( رجال شرق خراسان ) و از مورخین به نام معاصر از نوادگان بدیعا زنگنه می باشد .

          ایل زنگنه در سال 1304 هجری شمسی در خواف شناسنامه در یافت نمودند . عده ای      پسوند های چکنی و اسدی به دنبال زنگنه افزودند. امروزه پسوندهای ( فر ، ثانی و مقدم ) و همچنین نام روستاهای محل سکونت خود را به نام خانوادگی افزوده اند .

          این طایفه هم اکنون در شهرستان خواف در روستاهای نیازآباد ، ابراهیمی ، حسن آباد ، شهرک ، علی آباد ،  شهر قاسم آباد  و حتی در شهر خواف ساکن می باشند. و با حفظ سنت های طایفه ای خود در کنار دیگر طوایف شهرستان زندگی می کنند. شغل اکثر آن ها دامداری ، کشاورزی و عده ای هم کارمند دولت می باشند . زبان آن ها فارسی است با اینکه کردی نمی دانند اما آهنگ و تن کلامشان کردی می باشد. هر کدام از این گروه ها اسناد و شجره نامه هایی دارند که خود مجال بحثی دیگر را  می طلبد .                                                                

منابع و مآخذ :

1. منتخب التواریخ: به نقل از: محمد على سلطانى, ایلات و طوایف کرمانشاهان, ج2, ( ناشر مولف, 1320)   
2. میرزا سمیعا, تذکره الملوک, محمد دبیر سیاقى (تصحیح) امیرکبیر, 1368
3. امیر شرف خان بدلیسى, شرفنامه, (تصحیح) محمد عباسى, موسسه مطبوعاتى علمى, 1364    
4. کلیم الله . توحدى, حرکت تاریخى کرد به خراسان, ج2, چاپخانه دانشکده مشهد, 1364  
5. تحقیقات این جانب از بزرگان و پیران و مطلعین طایفه زنگنه در شهرستان خواف .  

 



 

  نظرات ()
مطالب اخیر القدس : ای قدس سراینده : نزّار قبّانی شعری از غاده السمان به بهانه ی روز معلم عید آمد و ما قبا نداریم مرد و چاه شرمنده ی قرآن رقص و سماع طریقه مولویه اسرار التوحید هلن کلر : نا بینای نابغه استاد ابراهیم زنگنه
کلمات کلیدی وبلاگ  
دوستان من آوای آزاد پروفایلم در سایت متخصصین چهره های ماندگار دکتر علی زنگنه رنگين كمان ايران علیرضا صدریخواه فال حافظ قاسم آبادی ها ققنوس مثنوی معنوی مهرداد زنگنه شب های نقره ای وکیل من آموزش آشپزی پرتال زیگور طراح قالب